خرید بک لینک

آیات برگزیده 274

آل عمران

آيات 93 تا 95: ايراد بني‌اسرائيل بر پيامبر اسلام صلی الله علیه و اله پيرامون خوردني‌هاي حلال و حرام

<كُلُّ الطَّعامِ كانَ حِلاًّ لِبَني إِسْرائيلَ إِلاَّ ما حَرَّمَ إِسْرائيلُ عَلى نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْراةُ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ فَاتْلُوها إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَفَمَنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ قُلْ صَدَقَ اللَّهُ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ >

شرح متن

پاسخ اول به ايراد بني‌اسرائيل

«كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ»؛ (همه‌ي خوراکي‌ها بر فرزندان اسرائيل حلال بود)

اين شيوه‌ي بيان در پاسخ به شبهه‌اي بود که يهوديان در ميان مسلمانان مي‌افکندند: اين که چگونه پيامبر اکرم صلی الله علیه و اله گوشت و شير شتر را حلال کرد در حالي که اين مسئله در دين حضرت ابراهيمعلیه السلامحرام بوده است و يهود به پيروي از ابراهيمعلیه السلامآن‌ها را بر خود حرام کرد، چنان‌که پيش از اين، حضرت نوحعلیه السلامو ساير انبياء الهي آن را حرام کرده بودند. و قرآن کريم در پاسخ ايرادشان فرمود: همه‌ي خوراکي‌ها بر فرزندان اسرائيل حلال بود.

سؤال: وقتي کليه غذاها بر بني‌اسرائيل حلال بود پس چرا يهوديان حلال بودن کليه‌ي غذاها را انکار مي‌کردند؟

جواب: به دو جهت چنين مي‌نمودند:

1. يهوديان منکر نسخ بوده و نسخِ شريعت را محال مي‌دانستند. قرآن کريم مي‌خواهد بفرمايد: شما چگونه نسخِ شريعت را محال مي‌دانيد در حالي که اين خوراکي‌هايي را که در دين ابراهيمعلیه السلامحلال بوده است، حرام مي‌کنيد؟!

2. تحريم برخي از غذاها براي يهود، به جهت ستم‌گري، رباخواري و خوردن اموال مردم به باطل بوده است. چنان‌که آيات 160 و 161 از سوره‌ي نساء و آيه‌ي 146 از سوره‌ي انعام حکايت از همين مطلب دارد. و اين‌ها مي‌خواستند چنين ننگي را پاک کرده و بگويند: اين خوراکي‌ها در آيين ابراهيم، موسي و عيسي؟عهم؟ حرام شده و ربطي به ما ندارد.

تحريم پزشکي و سلوکي

«إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ»؛ (مگر آنچه يعقوب بر خود حرام کرد)

اين بخش از آيه‌ي شريفه، استثناي از کلمه‌ي «كُلُّ الطَّعَام» است. همچنين؛ واژه‌ي «اسرائيل» نام حضرت يعقوبعلیه السلاماست.

سؤال: منظور از تحريم چيست؟

جواب: در اين رابطه ديدگاه‌هايي بيان شده است:

ديدگاه اول: اين تحريم جنبه‌ي پزشکي دارد. جناب يعقوبعلیه السلامبعضي از غذاها را به جهت اين که براي سلامتيِ ايشان ضرر داشت حرام کرد، مثلاً هنگامي که گوشت شتر مي‌خورد بيماريِ «عِرقُ النّساء»، يعني سياتيکِ ايشان شدت مي‌گرفت. از اين‌رو گوشت شتر را بر خود حرام کرد.[1]

ديدگاه دوم: حرمت غذاها براي حضرت يعقوبعلیه السلامجنبه‌ي اخلاقي و سلوکي داشت. چنان‌که برخي عابدان و زاهدان پاره‌اي از غذاها را بر خود حرام مي‌کنند تا از برخي لذايذِ دنيوي خودداري کنند. [2]

ديدگاه سوم: جناب يعقوبعلیه السلاماز خدا خواست که اجازه دهد گوشت شتر را بر خود حرام کند خداوند نيز چنين اجازه‌اي را به ايشان داد. پس اين حکم، فردي و شخصي است.[3] در اين‌جاست که بايد بحث شود: آيا اين تحريم از روي اجتهاد بوده، يا نذري واقع شده و يا نهيِ چنين عملي از سوي خداوند رسيده است؟

شيخ طوسي قائل به نذر است و اجتهاد پيامبران را نمي‌پذيرد، زيرا اجتهاد ظنّي است و مجتهد با ظواهر الفاظ استنباط مي‌کند و اين احتمال وجود دارد که استنباط مجتهد با واقع مطابقت نداشته باشد. در حالي که انبياي عظام؟عهم؟ اهل خطا نيستند بلکه آنچه مي‌گويند مطابق با واقع بوده و کلامشان حجت قطعي است.[4] و علامه مجلسي نيز معتقد است: اجماع اماميه بر عدم جواز اجتهاد براي معصومين؟عهم؟ است.[5]

[1]. زمخشري، محمودبن عمر(1407ق)، الکشاف، ج1، ص385.

[2]. طبرسى، فضل بن حسن(1372ش)، مجمع البیان، ج2، ص794.

[3]. فخر رازى، محمد بن عمر(1420ق)، مفاتیح الغیب، ج8، ص290.

[4]. طوسى، محمد بن حسن(بي تا)، التبیان فی تفسیر القرآن، ج2، ص532.

[5]. مجلسى، محمد باقر(1403ق)، بحارالانوار، ج14، ص133.

برچسب: نویسنده: نگین پاکدل تاريخ: جمعه 16 مرداد 1405 ساعت: 6:40

صفحه بندی