آیات برگزیده 275
آل عمران
حليت خوراکيها پيش از نزول تورات
«مِن قَبْلِ أن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ»؛ (اين حليت خوراکيها پيش از نزول تورات بوده)
اين جمله، متعلق به «کان» است و ميفرمايد: پيش از آن که تورات بر حضرت موسيعلیه السلامنازل شود همهي خوراکيها بر بنياسرائيل حلال بوده است که بر اين اساس جملهي «مِنْ قَبْلِ أنْ...» مربوط به قبل از «إلا مَا حَرَّمَ...» خواهد بود. زيرا وجود حضرت يعقوبعلیه السلامقبل از تورات بوده است. اما تعجب از اين است که رشيدرضا در تفسير خود، متعلقِ «مِنْ» را «حَرَّمَ» ميداند و اسرائيل را همان بنياسرائيل مينامد.[1] ايشان با چنين سخني دچار دو مشکل شده است:
1. اگر اسرائيل، همان حضرت يعقوبعلیه السلامباشد لازم ميآيد که بگوييم: طوفان نوحعلیه السلامقبل از هجرتِ حضرت محمد صلی الله علیه و اله بوده است. اينجا هم بايد گفت: قبل از نزول تورات، حضرت يعقوبعلیه السلامغذاهايي را حرام کرد در حالي که کنارهگيري يعقوبعلیه السلاماز برخي غذاها ساليان طولاني با نزول تورات فاصله دارد.
2. غذاهايي بر بنياسرائيل از سوي خدا حرام شده بود. اما اين حرمت، حرمت فقهي بوده و از احکام خمسه است. لذا «عَلي نَفْسِه» به معناي «عَلي أنْفُسِهِم» است. آنگاه روايات صحيح السندِ فريقين را از اسرائيليات ميداند. غافل از آن که «مِن» متعلق به «کان» است. در حالي که اسرائيل نام يعقوبعلیه السلاماست و نيازي به زحمت افتادن ندارد.
پاسخ دوم به ايراد بنياسرائيل
«قُلْ فَأتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»؛ (بگو: اگر راست ميگوييد، تورات را بياوريد و آن را بخوانيد)
اين بخش از آيهي شريفه خطابش را به نبي مکرم اسلام صلی الله علیه و اله کرده و به ايشان ميفرمايد: به آنان بگو: شما که ميگوييد: اين غذاهايي که در اسلام حلال است در زمان حضرت ابراهيمعلیه السلامو انبياي گذشته هم حرام بوده، اگر چنين سخني درست است؛ تورات را بياوريد، آن را بخوانيد و صحتِ گفتارتان را ثابت کنيد. در حالي که اين عده جرأت نکردند تورات را بياورند و بخوانند زيرا ميدانستند چنين فتواهايي هرگز در تورات وجود ندارد.
آري! خبر غيبيِ پيامبر اکرم صلی الله علیه و اله آنان را شگفت زده کرد و از طرفي مسلمانان را خوشحال نمود؛ و اين معجزهي ديگري بود که از آن حضرت صادر شد. به جهت اين که مردم دانستند که پيامبر صلی الله علیه و اله متصل به مبدأ و سرچشمهي وحي است.
يکي از مصاديق ظالم افترا به خداست
«فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَاُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»؛ (پس کساني که بعد از اين دلايل روشن بر خدا دروغ بندند، اينانند که يقيناً ستمکارند)
سؤال: چرا از جملهي «مِن بَعْدِ ذَلِكَ» استفاده نمود، با اين که يهود بر خدا نسبت دروغ دادند؟
جواب: پاسخ به اين پرسش را در دو جهت خلاصه ميکنيم:
1. به خاطر اين که قبل از اقامهي حجت، نسبت دروغِ آنان قابل بازخواست و احتجاج نيست و از قبيل دروغ اطفال است که مستحق عذاب نيستند. ولي دروغِ بعد از اقامهي حجت و دلايل روشن بازخواست دارد و دروغگو را مستحق عذاب ميکند.
2. آنچه باعث ميشود به کسي ظالم گفته شود آن هنگامي است که انسان با وجود برهان، خلافِ آن را عمل کند. پس جملهي «مِن بَعْدِ ذَلِكَ» مقدمهي تحقق ظلم است، خداوند نيز با همين عنوان آنان را مؤاخذه ميکند.
دين ابراهيم علیه السلام منزه از شرک و انحرافات
«قُلْ صَدَقَ الله فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَ مَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»؛ (بگو: خدا راست گفت. بنابراين، از آيين ابراهيم که يکتاپرست و حقگرا بود و از مشرکان نبود، پيروي کنيد)
اين بخش از آيهي شريفه به سه مطلب اشاره دارد:
1. ميفرمايد: اي پيامبر! به اين عده بگو: خداوند راست گفته است که همهي غذاها بر بنياسرائيل حلال بوده است.
2. حال که راستي و درستي دعوت من معلوم شد پس از آيين ابراهيمعلیه السلامپيروي کنيد که دين مستقيم و منزه از انحراف است. بنابراين از پيشِ خود گوشت و شيرِ شتر را حرام نکنيد.
3. جناب ابراهيمعلیه السلامرا به آيين يهود و نصاري و مشرکين نخوانيد که او مشرک نيست بلکه شخصيتي بود که توحيد ناب را گسترش داد. چنانکه آيات 67 و 95 از سورهي آل عمران، آيهي 161 از سورهي انعام، آيهي 124 از سورهي نحل و آيهي 135 از سورهي بقره بر چنين مسئلهاي دلالت دارد.
ضمناً؛ در ذيل آيهي 67 از سورهي آل عمران نیز آمده که هم پيروان اديان الهي و هم مشرکين، خود را حنفاء ميخواندند، يعني روش خود را روش ابراهيمي و خود را پيروان حضرت ابراهيم علیه السلام معرفي مينمودند و لذا قرآن کريم هم به صورت مکرر مسئلهي حنيف را مطرح ميکند تا اين سخنِ آنها را رد کند. از اينرو ميفرمايد: آيا ديني که مستقيم بوده و از باطل به سوي حق متمايل است، حق است يا آنچه شما ميگوييد؟
[1]. رضا، محمد رشيد(1414ق)، المنار، ج4، ص5.
برچسب:
نویسنده: نگین پاکدل