آیات برگزیده 276
سوره آل عمران
آيه ي 96 و 97
ايراد بنياسرائيل بر پيامبر اسلام صلی الله علیه و اله
<إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ >
اين دو آيه پاسخ از شبههي ديگر يهوديان است؛ اين که چگونه مسلمانان ادعاي پيروي از حضرت ابراهيمعلیه السلامرا دارند در حالي که از بيت المقدس به سوي کعبه برگشتند. و لذا اين تغيير قبله يا بايد از باب نسخ باشد يعني قبلهي کعبه ناسخ قبلهي بيتالمقدس باشد که در اين صورت قائل به امر محال شدهايد زيرا نسخ شريعت، محال است. و يا اين انتساب کعبه به حضرت ابراهيمعلیه السلامدرست نيست، چون خود مسلمانان هم نخست به طرف بيتالمقدس نماز ميخواندند. و خلاصه آن که قبلهي ملت ابراهيمعلیه السلامکعبه نبوده است.
شرح متن
نخستين خانه براي عبادت در مکه ساخته شد
«إِنّ أوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ»؛ (يقيناً نخستين خانهاي که براي عبادت مردم نهاده شده همان است که در مکه است)
در مورد اين بخش از آيه، چند مطلب بيان ميشود:
1. «اوّل» چيست؟
در اين رابطه سه ديدگاه وجود دارد:
ديدگاه اول: مقصود، اولِ عددي است. به جهت اين که عدد، نامتناهي است، يعني اول دارد ولي آخر ندارد.[1]
ديدگاه دوم: مقصود، اولِ عرفي است. مثل آن که ميگويند: «اين اولين سفري است که به حج مشرف ميشوم». و لذا معناي سخن فوق اين نيست که سفر ديگري به دنبال آن است.[2]
ديدگاه سوم: اول نفسي در مقابل اولِ نسبي است. اما اول نسبي آن است که نسبت به بقيهي ساعات سنجيده شود مثلاً اگر بگويد: اولِ روز، يعني نسبت به ساعتهاي بعدي اين ساعت آغاز روز است.
و اما اول نفسي، ربطي به متعلقاتِ بعدي و ساعات بعدي ندارد بلکه اوليت آن، ذاتيه است. و لذا منظور از اول در اينجا اوليت نفسيه است. بنابراين خانهي خدا «کعبه» اولين خانه است، ربطي به خانهي ديگري ندارد. به اين معنا که خودش غرض ذاتي و اولويت ذاتيه دارد.[3]
به نظر ميرسد مراد از «اول» معناي لغوي است. يعني بيسابقهترين خانه، زيرا هيچ خانهاي قبل از کعبه براي نيايش خداوند نبوده است. پس پاسخِ شبههي يهوديان با اين معنا داده شد که بيتالمقدس اولين خانه براي نيايش نيست بلکه کعبه، اول خانه است. چون طبق تاريخ و روايات وارده، حضرت آدمعلیه السلاماين ساختمان را بنا کرد.
چنانکه در روايتي به نقل از جناب ابوذر اينگونه ميخوانيم: «سُئِلَ صلی الله علیه و اله عَنْ أوَّلِ مَسْجِدٍ وُضِعَ فَقَالَ الْمَسْجِدُ الْحَرَامُ ثُمَّ بَيْتُ الْمَقْدِس»،[4] جناب ابوذر روايت ميکند از حضرت رسول صلی الله علیه و اله که از آن حضرت در مورد بنا شدن اولين مسجد سؤال شد، ايشان فرمود: ابتدا مسجد الحرام و آنگاه بيت المقدس بنا شد.
2. منظور از «بيت»، کعبه است. به دليل آيهي 97 از سورهي مائده که فرمود: «جَعَلَ الله الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِّلنَّاسِ». علَم بالغلبه بوده و الف و لامِ آن براي تزيين است. آن را خانهي خدا نامند، چنانکه در آيهي 125 از سورهي بقره اينگونه فرمود: «أن طَهِّرَا بَيْتِيَ».
3. کلمهي «وُضِعَ» به معناي «بُنِيَ» است. و اگر به صورت معلوم نيامده است به خاطر عظمت واضع و بانيِ آن است. مهندس ساختمان کعبه، جناب جبرئيلعلیه السلامو معمارِ آن در زمان تجديد بنا حضرت خليل الرحمنعلیه السلامو دستيارش حضرت اسماعيلعلیه السلاماست.
4. واژهي «بکّه» همان مکه است که در لغت به معناي ازدحام جمعيت آمده است. وقتي گفته ميشود: «تَباکّ النّاس بالموضع» يعني مردم در آن محل، ازدحام کردند. و چون مردم در موسم حج در اين سرزمين براي طواف ازدحام ميکنند آن را «بکّه» گفتهاند.[5] در حديثي به نقل از حضرت امام صادقعلیه السلامآمده است: «إِنَّمَا سُمِّيَتْ مَكَّةُ بَكَّةَ لِأنَّ النَّاسَ يَتَبَاكُّونَ فيها»،[6] مکه را بکه ناميدند چون مردم در آنجا ازدحام کرده و جمع ميشدند.
5. خصوصيت اول مکان اين است که هر وقت نيازمند به توسعه بود ميتوان خانههاي اطراف کعبه را از مردم خريد.
امتيازات کعبه
«مُبَارَكًا وَ هُدًى لِّلْعَالَمِينَ»؛ (و مبارک است و براي جهانيان مايهي هدايت است)
خداوند امتيازاتي را براي کعبه بيان ميفرمايد که به چند امتياز اشاره خواهد شد:
1. کعبه، مبارک است.
واژهي «مبارک» به معناي پرفايده است که به صورت مطلق آمده، يعني هم فوايد مادّي و هم فوايد معنوي را شامل ميشود. ولي از آنجا که در مقابلِ هدايت آمده است تنها شامل فايدهي دنيوي ميشود. چون سرزمين مکه از نظر جغرافيايي سرزمين خشک و بيآب و علفي است و محلي براي سکونتِ انسان نيست. و خداوند با بناي کعبه آن مکان را آباد کرد به طوري که فراواني ارزاق و تجارت و ثروتاندوزي به خاطر حضور حجاج در مراسم عمره و حج، محلي آباد و مرکزي براي زندگي مشتاقان گردد.
2. هدايت براي جهانيان است.
خداوند با تشريع برخي عبادات و مراسمات در کعبه، سعادت اُخروي و تقرب به خدا و وحدت دلهاي مردم جهان را برقرار کرد و آن مکان را هدايتي براي عالميان ناميد. جمع آمدن کلمهي «عالمين» ميرساند که مجموعهي عوالم از سفرهي اين بيتِ شريف است که بهره ميبرند. از زمان حضرت آدم و نوح و سليمان؟عهم؟ و حتي عالم جن و پرندگان اطراف اين بيت طواف کرده و ميکنند. چنانکه در آيهي 27 از سورهي قصص به اين قدمت اشاره ميکند؛ طبق نص آيه، جناب شعيبعلیه السلامبه حضرت موسيعلیه السلامميگويد: ميخواهم يکي از دو دخترم را به ازدواج تو در آورم به شرط اين که تا هشت حج اجير من شوي و البته اگر خودت بخواهي ميتواني آن را به ده سال تبديل کني.
کلمهي «عالمين»، هم شامل دنيا و هم آخرت ميشود. و «هدايت عالمين» اشاره به اين است که خداوند سعات دنيوي و اُخروي را به شما ميدهد.
3. نشانههاي روشن توحيد و معنويت در آن است.
[1]. طوسى، محمد بن حسن(بي تا)، التبیان فی تفسیر القرآن، ج2، ص535.
[2]. فخر رازى، محمد بن عمر(1420ق)، مفاتیح الغیب، ج8 ص295.
[3]. جوادي آملي، عبدالله(1378ش)، تفسیر تسنیم، ج15، ص120.
[4]. مازندرانى، محمد هادى(1429ق)، شرح فروع الكافي، ج4، ص414.
[5]. جصاص، احمد بن على(1405ق)، احکام القرآن، ج2، ص303.
[6]. ابن بابويه، محمد بن على(1385ق)، علل الشرایع، ج2، ص397.
برچسب:
نویسنده: نگین پاکدل